عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

دلتنگی عســــــ♥ــــلم

1391/11/14 12:44
176 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزای خودممممم خوبین این دفعه انقدر مونده بودیم تبریز که عسل واسه برگشتنمون به خونه لحظه شماری میکرد . نمیدونین که لحظه ای که سوار ماشین شدیم از ذوقش نخوابید هیچ تا خود خونه فقط حرف زد. الهی من فداش بشم. راستی چند وقت پیش هم مهمون داشتیم مامانی و باباییش با عمه جونش و عمو حسنش اومده بودن که واقعا عسل انقدر خوشحال بود که حد و اندازه نداشت. باباییشم براش یه اسباب بازی خیلی خوشگل خریدن که دستشون درد نکنه. الانم که دارم اینارو مینویسم الان جوجم لالا کرده فداش بشم. بخدا نمیتونم عشق و وابستگیمو نسبت به این دختر ابراز کنم هر چی از خانمی و ادبش گفتم بخدا بازم کمه . نفسم همه کسم عسلم عاشقانه میپرستمت دختر نازم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

هیراد و عمه لیلاش
10 دی 91 10:04
*سلام ، ایام بر شما خوش *
من در مسابقه سوگواره محرم اتلیه سها به رای شما نیاز دارم
لطفا به وبلاگم بیایید ادرس مسابقه لینک در قسمت پست ثابت میباشد
قول میدم ٣٠ ثانیه بیشتر از وقت نازنینتونو نگیره
منتظرکمکتون هستم دوستای خوبم
راستی اگر قبلا به کوچولوی دیگه ای رای دادید میتونید دوباره برید و به هیراد جون رای بدید

عمه جونت
25 دی 91 14:47



mc ame jonam